گیرم که باران هم آمد...

گیرم که باران هم آمد و همه چیز را هم شست...

هوا هم عالی شد...

فایده اش برای من چیست...

.

.

.

هوای دل گرفته ی کربلاست....آن را چه کنم.

 

صلی الله علیک یااباعبدالله الحسین...

/ 4 نظر / 12 بازدید
صبح وصال

این‌ها بعد از شهدا در بنیاد باران، ابرهای فتنه را بارور کردند تا سیل، انقلاب اسلامی را ببرد اما من سنگر پدرم را از جنوب به شمال شهر آوردم و در جلوی این سیل با کمک دوستانم سدی ساختم از جنس حدید و خوشحالم که در این سال جدید این آبروی رئیس بنیاد باران است که رفته است‌‌. رئیس بنیاد باد فتنه‌گر بزرگی است که ما جز به محاکمه او و دیگر سران فتنه راضی نخواهیم شد و تا این فتنه‌‌گران به سزای اعمال ننگین شان نرسند از پای نخواهیم نشست. شما پای خربزه‌ای که بعد از شهدا خورده‌اید باید بنشینید‌. خیال نکنید حالا که بهار آمده است زمستان سال هزار و سیصد و فتنه و اشک از یاد ما رفته است.

صبح وصال

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم سال ها منتظر روی برادر بودم روی قبرم بنویسید جدایی سخت است این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم سال ها میشود و از پیرهنش بی خبرم روی قبرم بنویسید ندیده رفتم با تن خسته و با قد خمیده رفتم بنویسید همه دور و برم ریخته اند چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند چقدر مردم این شهر ولایی خوبند که سرم را نشکستند خدایی خوبند بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد چادرم دور وبرم بود و به پایی نگرفت معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت ...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟ من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟ بنویسید که عشّاق همه مال هم اند هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید... روی قبرش بنویسید برادر بوده سال ها منتظر دیدن خواهر بوده روی قبرش بنویسید که عطشان نشده بدنش پیش نگاه همه عریان نشده بنویسید کفن بود، خدایا شکرت هر چه هم بود بدن بود خدایا شکرت یار هم آن قدری داشت که غارت نشود در کنارش پسری داشت که غارت نشود او کجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟ او کجا

صبح وصال

قلبى به بیکرانگى عالم هستى یک روز در معیت‏ شهید حجت الاسلام و المسلمین سلیمى که از بیت امام براى تقویت روحیه و دیدار از رزمندگان اسلام به جبهه جنوب آمده بودند، صحبت از خصوصیات امام به میان آمد. ایشان گفت چند روز پیش در محضر امام از جسارتها و اهانتهاى شیخ على تهرانى در رادیو بغداد مطالبى به عرض امام رسید که این خبیث‏خیلى به شما جسارت مى‏کند، صحبت ما که تمام شد، آقا فرمودند: «اتفاقا چند روز قبل من به یاد ایشان بودم و براى او دعا میکردم.» امام حتى نسبت‏ به هدایت مخالفان و دشمنانشان تا اینقدر احساس دلسوزى می‏کردند.

بازباران

سلام.اتفاقا هوای کربلا بارانی بودوچه نم نم زیبایی.دنجف اشرف دعاگوی.فرزندان انقلابیم